خانه               درباره ما               پیوند ها               تماس   


07.11.2008

سهم ما از تغییر در آنسوی آتلانتیک

علي جمالي


نگاهی به تیتر اول خبرگزاری ها و رسانه های خبری جهان پس از پیروزی باراک اوباما بیشتر از هرچیز نشان از انتظار همه جهانیان از رئیس جمهور جدید آمریکا برای "تغییر" دارد. گمان می کنم انتظارجهانیان از این تغییر بسیار متنوع است. در درون خود آمریکا این سنت از دیر باز بوده است که پس از انتخاب هر رئیس جمهور جدید از او انتظار داشتند که یا ادامه دهنده سنت پیشینیان باشد و یا مسیری نو در پیش گیرد . این تغییر یا تایید در مورد سیاست¬های خاص متفاوت خواهد بود. به عبارت دیگر رئیس جمهور جدید مختار است که در مورد موضوعات مختلف اعم از اقتصاد، سیاست داخلی، روابط بین الملل و... مسیری نو در پیش گیرد یا بر ادامه همان سیاست های قدیمی پابرجا باشد. به عنوان نمونه رویکرد به اسراییل در سیاست خارجی آمریکا همواره ثابت بوده است و با تغییر رئیس جمهور نیز این سیاست تغییر نمی کند. از سوی دیگر این تغییر الزاما" به تغییر حزب حاکم نیز بستگی ندارد. به این معنا که بارها اتفاق افتاده است که با تغییر رئیس جمهور در میان دموکراتها و جمهوری خواهان بیشتر سیاست ها تغییر نکرده است ولی در مقابل بارها دیده شده است که با تعویض رئیس جمهور در میان یک حزب مشخص بسیاری از سیاستها تغییر کرده است. شاید دم دستی ترین نمونه آن عدم تغییر سیاست¬های آمریکا در قبال ایران پس از جایگزینی بوش و کلینتون بود.
برخی بر این باورند که تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی بسیار امیدوارند تا این "تغییر" به مرزهای ارتباط با ایران هم برسد و¬پیام تبریک احمدی نژاد خطاب به اوباما پس از انتخاب شدنش را می توان در این راستا تعبیر کرد.هرچند که احمدی نژاد در این پیام کوشیده است تا نشان دهد ایران همچنان به تحولات کاخ سفید به دیده تردید می نگرد لذا به جای واژه "رئیس جمهور جدید آمریکا" از عبارت "از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركت‌كنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد " استفاده کرده است ولی به نظر می رسد این اقدام استارت پروژه ایست که از مدتها می شد انتظارش را کشید. انتظار برای آغاز پروژه برقراری ارتباط با آمریکا مدتهاست که دررفتار دولتمردان حاکم دیده می شود و نشانه های فراوانی را می توان بر این ادعا آورد. شاید در ظاهر دولت احمدی نژاد و شخص وی بیشترین تنش ها را با نظام بین الملل داشته است ولی در عین حال همین دولت خط قرمزها را در موضوع ارتباط با آمریکا یکی پس از دیگری زیرپا نهاده است و جالب آنکه از سوی هیچ بخشی از جناح اصولگرا نیز مورد تهدید یا فشار قرار نگرفته است. برای اولین بار در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی نماینده¬ای از جمهوری اسلامی در مذاکره¬ای رو در رو با نماینده¬ای از ایالات متحده بر سر یک میز نشستند آب از آب تکان نخورد و باز برای اولین بار رئیس جمهوری اسلامی ایران به صراحت از مذاکره با آمریکا سخن گفت ولی از آنجا که ابراز این پیشنهاد در میان انبوهی از هجمات و حملات به سردمداران کاخ سفید رخ می داد باز هم در درون خودی های جمهوری اسلامی عکس العملی برانگیخته نشد. به قول عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اول خاتمی که خود روزی به دلیل طرح پیشنهاد رابطه با آمریکا نواخته شده بود گویی" سخن بر سر آوازه خوان است و نه آواز". و این بار نیز پیام تبریک یک رئیس جمهوری اسلامی ایران به یک رئیس جمهورایالات متحده نیز برای اولین بار رخ می¬دهد تا باور کنیم تصمیم برای ارتباط با آمریکا در میان دولتمردان ایرانی بسیار جدی¬است.
ولی تجربه نشان داده است که موضوع همیشه به همین سادگی که تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی می بینند نیست. ارتباط با آمریکا آنگونه که تبلیغات رسمی در این سی ساله تلاش می کرده نشان دهد کالایی نبوده که از سوی آمریکایی¬ها عرضه شود و با اکراه از سوی ما روبه رو گردد. در سالیان گذشته همواره فرض بر این بوده که ایران رابطه با آمریکا را قطع کرده است و هرگاه که بخواهد تصمیم می گیرد و برای مذاکره ویا ایجاد رابطه تصمیم می گیرد و آمریکایها نیز همواره منتظر چراغ سبز ایران هستند در حالیکه این فرض کاملا" مردود است . آمریکا درتمام این سالها خصوصا" پس از تسلط نئوکان¬ها برکاخ سفید همواره بر داشتن پیش شرط برای برقرای ارتباط با ایران تاکید کرده¬اند و به نظر نمی رسد انتخاب رئیس جمهور جدید در این رویه تغییر ایجاد کند. اگر بار دیگر به سخنان اوباما در اجلاس کمیته امورعمومی اسرائیل در آمریکا (آیپک) در خرداد¬ماه گذشته دقت کنیم آنگاه که با حالتي کاملا حماسي تروريست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران از سوي کنگره آمريکا را اقدامي به حق توصيف نموده و به صراحت می گوید"براي حفاظت از امنيت اسرائيل، همه گزينه‌ها و از جمله گزينه نظامي را بر روي ميز دارد" ، انتظار تغییر در سیاست¬های آمریکا در قبال ایران کمی سخت به نظر می رسد. انتخاب رام ایمانوییل نماینده یهودی ایلینوی در کنگره آمریکا و یکی از طرفداران اسرائیل به سمت رییس کارکنان کاخ سفید از سوی اوباما نیز تایید دیگری بر این ادعاست. جمهوری اسلامی و آمریکا تا زمانی که اختلافات خود را در موضوعات اساسی نظیر به رسمیت شناختن اسراییل ، تعلیق غنی سازی اورانیوم ، عدم حمایت از گروه¬های تروریستی در خاورمیانه از سوی ایران، استرداد دارایی¬های ایران نزد آمریکا و همچنین خارج شدن نام ایران از لیست کشورهای حامی تروریست را حل نکنند نمی توانند به ایجاد یک رابطه پایدار بیاندیشند که اگر اینگونه شود دیگر جمهوری اسلامی آنچه تاکنون بوده نیست. برقراری رابطه با آمریکا و پیش شرط هایش در این سالها به اصول لایتغیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده¬اند که تغییر و تعطیل آنها بسیار بعید به نظر می رسد. شاید روزی که کارد به استخوان می رسد این اصول یک به یک کنار نهاده شوند ولی در حال حاضر¬اینگونه احساس نمی شود.

برگرفته از ادوارنیوز

خانه